خانه
علمی تخیلی

معرفی کتاب رویای آهنین: هیتلر در جهان علمی تخیلی

از این نوشته خوشتان آمد؟

معرفی کتاب رویای آهنین: هیتلر در جهان علمی تخیلی

 

🔸معرفی کتاب رویای آهنین: هیتلر در جهان علمی تخیلی 

🔹کتاب رویای آهنین در سال 1972

منتشر شد، 

اثر نورمن اسپینراد، اثری جسورانه در ادبیات گمانه‌زن که فاشیسم را با ژانر علمی تخیلی در یک تاریخ جایگزین ترکیب می‌کند.

🔹ایده کلی این است که چه می‌شد اگر آدولف هیتلر پس از شکست در کودتای آبجوفروشی مونیخ در سال 1923 از سیاست سرخورده می‌شد و به نیویورک مهاجرت می‌کرد؟ 

و به جای تبدیل شدن به پیشوا، همان استعداد متوسط خود در نقاشی را دنبال میکرد، و تصویرگر مجلات پالپ می‌شد و سپس به نویسندگی داستان‌های علمی تخیلی رده B می‌پرداخت؟ 

🔹نویسنده همان ایدئولوژی رویای آهنین که در کتاب نبرد من آدولف هیتلر نوشته شده را در قالب یک رمان علمی تخیلی در می‌آورد. 

این کتاب سبک و ساختار "کتاب در کتاب" دارد، 

در واقع خواننده این کتاب، درحال خواندن یک رمان گمشده به نام "ارباب سواستیکا" هست که در این دنیای خیالی توسط آودوف هیتلر نوشته شده و در سال 1954  (یکسال پس از مرگ خیالی هیتلر بر اثر سکته) منتشر شده و حتی برنده جایزه هوگو شده است. 

 در واقع اسپینراد آدوف هیتلر را در این کتاب به یک نویسنده مشهور علمی تخیلی تبدیل کرده است و ما خوانندگان در حال خواندن کتابی از این هیتلر خیالی هستیم. 

اسپینراد حتی برای این کتاب خیالی یک نقد آکادمیک خیالی هم نوشته، و کتاب رو دارای دو بخش کرده، 

رمان خیالی هیتلر و در پایان نقد ادبی به این رمان خیالی. 

 

در این دنیای کتاب جنگ جهانی دوم اتفاق نیفتاده و حزب نازی آلمان به شکل دیگر توسعه یافته، 

درگیری اصلی این جهان هم بین امپراطوری بزرگ ژاپن که در این کتاب تمام آسیا و استرالیا را فتح کرده، و اتحاد جماهیر شوروی است. 

ایالات متحده چندان نقشی ندارد در این دنیا. 

 

🔹کتاب هیتلر در این دنیای خیالی توسط انتشاراتی به نام  Critical Press با مقدمه‌ای از یک ناشر بریتانیایی به نام oswald mosley (اشاره مستقیم به اسوالد موزلی رهبر واقعی فاشیست‌های بریتانیا)  چاپ شده است. 

این اشاره‌های مستقیم و غیرمستقیم کتاب، لحن کنایه آمیز کتاب را نشان می‌دهند. 

این چارچوب به اسپینراد کمک میکرد  تا کتاب نبرد من هیتلر را از زمینه‌ی تاریخی واقعی‌اش (وحشت هولوکاست و جنگ جهانی) جدا کند. او می‌خواهد ببیند آیا این ایدئولوژی، وقتی به عنوان فانتزی خالص ارائه شود، هنوز هم قابل تشخیص است؟ آیا هنوز هم زننده است؟ یا بدتر... آیا جذاب است؟

 

🔹رمان هیتلر در این جهان به عمد به سبکی بد، غلوآمیز، تکراری و پالپ نوشته شده، 

نثر رمان تخیلی هیتلر فاقد ظرافت طنز یا پیچیدگی انسانیست، و صرفا به قدرت و خشونت تمرکز دارد. 

اسپینراد هیتلر را از زمینه واقعی‌اش جدا کرده اما هنوز آن را انسانی با ایدئولوژی‌های زننده نشان می‌دهد، نثر رمان تخیلی او را عمدا فاشیستی تنظیم کرده است. 

 

🔸خلاصه داستان

داستان هزاران سال پس از یک جنگ هسته‌ای جهانی رخ می‌دهد. این جنگ، ژنوم انسان را آلوده کرده و بشریت را به دو گروه تقسیم کرده است:

 انسان‌های اصیل که تعدادشان کم است، ژنتیک پاک دارند، بلندقد، قوی و اکثرا مو بور و چشم آبی هستند.

 و جهش‌یافته‌ها که اکثریت جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند.

 آن‌ها آلوده، زشت، ناقص و دارای قدرت‌های ذهنی غیرطبیعی (مانند تله‌پاتی) هستند.

🔹شخصیت اصلی داستان فریک یگر است. 

فریک یگر قهرمان داستان است. او تجسم خودایده‌آل‌سازی شده‌ی آدولف هیتلر هست. 

  او یک انسان اصیل کامل است با قدی بلند (بیش از دو متر)، عضلانی، با اراده‌ی آهنین. برخلاف هیتلر واقعی (که قد متوسط و موی تیره داشت)، یگر همان چیزی است که هیتلر آرزو داشت باشد.

🔹دشمنان 

دام‌ها: 

این‌ها جهش‌یافته‌های تله‌پات هستند که کنترل جمهوری هلدون( آلمان/اتریش) را در دست دارند. آن‌ها نماد یهودیان در پروپاگاندای نازی هستند که به صورت فیزیکی ضعیف اما حیله‌گر توصیف می‌شوند، کنترل امور مالی و رسانه‌ها را در دست دارند، و متهم به آلوده کردن نژاد اصیل‌ها هستند.

 و زیندها که امپراتوری گسترده در شرق (روسیه/شوروی)تشکیل دادند.

آن‌ها موجوداتی سایبرنتیک، بی‌روح، ماشینی و کمونیست هستند که توسط یک مغز جهانی کنترل می‌شوند.

 

🔹طرح داستان کتاب ارباب سواستیکا همان وقایع کلیدی به قدرت رسیدن نازی‌ها را در قالب تخیلی بازسازی می‌کند، 

یگر از تبعید به سرزمین مادری‌اش هلدون بازمی‌گردد و از دیدن فساد و تسلط دام‌ها بر انسان‌های اصیل، منزجر می‌شود.

  او که تنفر وجودش را فرا گرفته،  

به یک گروه کوچک از کهنه‌سربازان اصیل می‌پیوندد و با سخنرانی‌های برجسته خود، آن‌ها را به انتقام‌جویان بشری تبدیل می‌کند . 

همان ایدئولوژی‌های حزب نازی اولیه در دنیای واقعی، این بار به سبک تخیلی پیاده می‌شود.

🔹اسپینراد با نوشتن رمان ارباب سواستیکا 

چندتا کار همزمان انجام می‌دهد، 

افشای روانشناسی فاشیسم، 

فتیشیسم عمیق کتاب. 

سرکوب جنسی که فریک یگر کارکتر اصلی کتاب از زنان که نماد آلودگی و ضعف هستند بیزار است، 

تنها ارتباطات عاطفی او با مردان اصیل در یک پیوند برادرانه نظامی است. 

و نفرت از دام ها صرفاً سیاسی نیست؛ زیستی است. آن‌ها بوی بد می‌دهند، لزج هستند، غیرطبیعی هستند. 

فاشیسم با تبدیل دشمن به یک آفت یا بیماری که باید ریشه‌کن شود، خشونت علیه آن را موجه می‌سازد.

 

🔹اما شاید مهم‌ترین بخش کتاب، نقد خود اسپینراد بر رمان تخیلی ارباب سواستیکا باشد، 

اسپینراد سوال‌هایی در این نقد مطرح می‌کند از قبیل اینکه آیا ایدئولوژی ارباب سواستیکا واقعا با بسیاری از آثار محبوب ژانر ما متفاوت است؟

مثلا آیا قهرمانان ما (مانند کونان بربر رابرت ای. هاوارد، یا قهرمانان ادگار رایس باروز) اغلب مردان سفیدپوست، قوی و برتری نیستند که با خشونت، تمدن‌های پست‌تر و جادویی را شکست می‌دهند؟

یا اینکه آیا ژانر فانتزی پر از اورک‌ها و گابلین‌ها و دیگر نژادهایی نیست که ذاتا شرورند و کشتن آن‌ها (حتی کودکانشان) نه تنها مجاز، بلکه قهرمانانه تلقی می‌شود؟ (موضوعی که بعدها در مورد آثار تالکین نیز بسیار بحث شد)

 آیا داستان‌های ما اغلب پیچیدگی‌های سیاسی و اخلاقی را با یک جنگ نهایی یا کشتن پادشاه تاریکی حل نمی‌کنند؟

اسپینراد می‌گوید که هیتلر، با ذهنیت فاشیستی‌اش، یک نویسنده‌ی علمی تخیلی عالی می‌شد، زیرا بسیاری از پیش‌فرض‌های این ژانر (برتری نژادی، توجیه خشونت علیه دیگری،  رهبران کاریزماتیک) عمیقا با فاشیسم همسو هستند.

به نوعی اسپینراد در این نقد نویسندگان دیگر را نیز نقد می‌کند. 

 

🔸تله خواننده

اسپینراد به عمد رمان ارباب سواستیکا را هیجان‌انگیز نوشته است. صحنه‌های نبرد، ریتم تند، و پیروزی‌های پیاپی یگر، برای خواننده‌ای که به داستان‌های حماسی عادت دارد، لذت‌بخش است.

و اینجاست که تله بسته می‌شود. خواننده در اواسط کتاب ناگهان متوجه می‌شود که در حال تشویق کردن یک نسل‌کشی است. او از اینکه دامهای کثیف در کوره‌ها سوزانده می‌شوند، احساس رضایت می‌کند.

و در این لحظه سوال مهمی مطرح می‌شود،

 تو از این لذت بردی!

 این چه چیزی را در مورد تو و در مورد فانتزی‌هایی که مصرف می‌کنی، به ما می‌گوید؟ 

 

🔸واکنش دنیای واقعی به این کتاب

 

کتاب در آلمان غربی (در آن زمان) ممنوع شد. مقامات آلمانی، با حساسیت شدید نسبت به نمادهای نازی، طنز و نقد ماجرا را درک نکردند و آن را به عنوان پروپاگندای نازی  طبقه‌بندی کردند. 

همچنین حزب نازی آمریکا کتاب را در لیست کتاب‌های پیشنهادی خود قرار داد! 

🔹 در عین حال، جامعه‌ی علمی تخیلی (که هدف نقد نیز بود) پیام را دریافت کرد.

 کتاب نامزد معتبرترین جوایز ژانر، یعنی نبولا  و هوگو، شد و برنده‌ی جایزه‌ی معتبر فرانسوی آپولو گردید.

 

🔹این کتاب از ما می‌پرسد: آیا فانتزی‌های ما درباره‌ی قهرمانان قدرتمند، نژادهای خالص و نابودی شر مطلق، راهی برای فرار از واقعیت هستند، یا راهی برای تمرین کردن خطرناک‌ترین و تاریک‌ترین امیال ما؟ 

 

🔹کتاب هم سرگرم کننده هست هم عمیق و جذاب، تا کنون ترجمه‌ای فارسی از این کتاب انجام نشده است، اما توصیه می‌شود این کتاب را به همان زبان اصلی بخوانید، به این صورت فقط می‌توانید طنز ماجرای کتاب را درک کنید و با ایده‌های عمیق آن رو به رو شوید.

حس شما به این مطلب؟

×

واکنش شما ثبت شد!

خوشحال می‌شویم دلیل حس‌تان را در نظرات بنویسید تا نویسنده هم بداند.

نظرات (0)

اولین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

Logo
Faragoman
"

ع.م حسنی

سردبیر

Author
faragomancb.ir

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.

نتایج جستجو در اینجا نمایش داده خواهد شد...